فیزیک و اصول ریاضی جهان


فلسفه و فیزیک

  به قلم : قیصر خسروان  

امتیاز مشتریان


خــــرید 

فیزیک و اصول ریاضی جهان

نوشته قیصر خسروان





روز جهانی آزادی

آزادی چیست؟ انسان چیست؟ تناسب انسان و آزادی چیست؟ تناسب انسان و دموکراسی چیست؟ تناسب آزادی و دموکراسی چیست؟

در جامعه در کل دو دیدگاه آزادی خواهانه وجود دارد. دیدگاه نخست دیدگاه توده ی مردم و دیدگاه دوم دیدگاه روشن­اندیشان است که آزادی را خواستار هستند. تعریف معمول و همیشگی توده ی مردم از آزادی چنین است که آزادانه بپوشند. البته باید آزادی هایی چون آزادی آمد و شد را هم درون آزادی پوشش لحاظ کنیم. اما تعریفی که روشن­اندیش از آزادی مدنظر دارد پیش و بیش از هر چیز نخست متوجه آزادی سیاسی و سپس آزادی دینی و پس از آن آزادی اقتصادی می شود.

هر چند تعریف و خواسته ی عوام از آزادی نسبت به تعریف و خواسته ی روشن­اندیشان از آزادی در یک سطح پایین تری قرار می گیرد اما همین تعریف عوام را باید در کنار تعریف روشن­اندیشان از آزادی قرارداد و برای آزادی چهارستون اصلی و اساسی در نظر گرفت. هر تخت کاملی دارای چهار پایه است و آزادی هم که تخت کمال انسان است دارای چهار پایه خواهد بود. اکنون ایجاب می کند به آزادی بپردازیم. پس آزادی چیست؟

"آزادی به خود بودگی کامل است". آزادی به ذات به خود بودن کامل و بیرون از هر گونه حدود است. ما وقتی با عینک فلسفی به آزادی می نگریم آزادی گوهری خام و خالص است که هر چند دارای ارزش نیک و خیر کامل است اما کاملن در صورت و حالت خالص به کار انسان نمی آید.

آزادی در صورت خام و خالص یک زندگی رمه­یی و جنگلی هم نخواهد بود. چون که حتا زندگی رمه­یی و جنگلی حدود خاص به خود را دارد و نوع زندگی رمه­یی و جنگلی هم نمی تواند بدون حدود باشد. پس این گوهر که در جهان طبیعی می توان الماس را برای آن در نظر آورد باید توسط گوهری های زبردست پرورده شود تا بتواند زیور انسان باشد.

می توان آزادی را این چنین هم معنی کرد که آزادی گوهری با ارزشِ نامحدود است که برای زندگی انسان باید دارای شکل و حدود باشد.

آزادی هر آن گاه که تعریف شود حدود می پذیرد. چون که ما با تعریف آزادی می خواهیم بگوییم که انسان در اجتماع دارای چه حدودی است. آن گاه که حدود یک انسان تعریف می شود حدودی هم که به او تعلق ندارد تعریف می شود. چون در جامعه تنها یک انسان وجود ندارد که دارای حریم نامحدود باشد بلکه مجموعه یی از انسان ها وجود دارند و بر همین اساس حقوق فرد و یا انسان دارای حریم خواهد شد و حریم حقوق فرد به حریم حقوق فرد دیگر تکیه می زند.

به عبارتی روشن تر حریم حقوق من در یک جامعه ی آزاد لبه ی مرز حریم حقوق دیگران است و من نمی توانم به حریم دیگران وارد شوم. اگر من به حریم دیگری و دیگران وارد شوم حقوق دیگران را پایمال کرده ام و با این رفتار ضمانت اجرایی صادر کرده ام تا دیگران هم وارد حریم خصوصی من شوند و یا به عبارتی دیگران هر آن گاه که توانستند بر من غالب آیند به حریم خصوصی من وارد شوند و حریم خصوصی مرا لگدمال کنند. اگر که ما از این زاویه به حریم خصوصی بنگریم می بینیم که حریم خصوصی تنها خانه نیست بلکه حریم خصوصی مدام هم راه و مدام تحت مالکیت شخص است.

آن گاه که حریم ها و حقوق ها مشخص و تعریف شوند دموکراسی تعریف شده و آن گاه که حریم ها و حقوق های تعریف شده در جامعه و بر جامعه اجرایی شوند دموکراسی در یک جامعه بوجود آمده است و دموکراسی بر یک جامعه حاکم شده است. چون دموکراسی چیزی نیست مگر مشخص شدن حریم ها و رعایت این حریم ها.

ما آن گاه که از حریم ها و حقوق ها در یک جامعه سخن می رانیم تنها منظور حریم ها و حقوق های افراد نیست بلکه دولت ها و نهادهای حکومت که صاحب قدرت سیاسی و حکومتی هم هستند باید دارای حدود و حقوق مشخص و تعریف شده باشند. اگر در یک جامعه فقط افراد دارای حدود و حقوق تعریف شده باشند و نهادهای قدرت حدود و حقوق و حریم آن ها مشخص نشده باشد آن جامعه یک جامعه ی ناآزاد است که نهادهای قدرت بدون حدود وارد حریم شخصی و خصوصی افراد به انواع گوناگون می شوند.

اکنون باید انسان را هم به زیر ذره بین فلسفی ببریم و این پرسش را ارئه کنیم که انسان چیست؟

انسان وجودی یگانه است که دارای حریمی مشخص و محدود و دارای حقوقی نامحدود است. اگر انسان را از صورت یگانه جدا سازیم و انسان را به جمع و گروه پیوست کنیم چیزی که در این میان از بین خواهد رفت حقوق و حریم شخصی فرد خواهد بود. چون که دیگر شخص و حریم شخصی معنا ندارد بلکه جمع و حریم جمعی میدان داری خواهد کرد. وقتی حریم و حقوق شخصی از بین برود انسان هم از بین رفته است و وقتی انسان از بین برود انسانیت هم از بین می رود.

بر همین اساس است که در جوامع ناآزاد و به ویژه در جوامع ناآزاد جمع باور رفته رفته خوی انسان ها از زیبایی و هنر و فلسفه و دیگر اموری که مربوط به انسانیت و قوای زیبایی شناسانه و متعالی است فاصله گرفته و به جانب خشونت ورزی و انهدام اخلاق پیش می رود. مصداق مشخص و ملموس این استدلال ها جوامع آزاد و ناآزاد هستند و هر کسی که بخواهد می تواند بدون تلاش و موشکافی فراوان به این واقعیت ملموس دست یابد.

آزادی در پس چیست­ها و چراها نهفته است و ملتی که از چیست و چرا دست کشید از آزادی دست کشیده است و ملتی که از آزادی دست کشید از انسانیت دست خواهد کشید. چون که "انسان یعنی آزادی". انسان معنایی نداشته و نخواهد داشت مگر آزادی. انسان بدون آزادی چیزی نیست مگر ارابه کش استبداد. اگر آزادی را دریابی آزادی تو را نجات خواهد داد و همانند یک قهرمان ملی نشان پولادین انسان را بر سینه ات خواهد نشاند.

نوستالوژی بزرگ انسان در طول تاریخ نبود آزادی­ است. در طول تاریخ آزادی­خواهان بسیاری برای آزادی و انسان قد برافراشته­اند و این انسان­ها مورد ستایش و احترام بسیار بشریت هستند و برای برخی از آن­ها روزهای جهانی را اختصاص داده­ایم. اما برای خود آزادی که این همه مورد خواست و ستایش انسان در طول تاریخ بوده روزی جهانی در تقویم انسان وجود ندارد.

بر اساس و با در نظر گرفتن معیارهای زمان (ماه­ها و فصول سال) و مکان (جای جای کره­ی زمین) و روزهای مقدس و تعطیل ادیان سومین سه­شنبه از ماه اردیبهشت را برای «روز جهانی آزادی» پیش­نهاد می­کنم.

در فرهنگ ایرانیان عدد 3 نماد اردیبهشت است که به معنای بهترین و بالاترین راستی و پاکی است. سومین سه­شنبه از ماه اردیبهشت برای تمامی کشورهای جهان زمان مناسبی از لحاظ آب و هوایی خواهد بود. همچنین با در نظر داشتن روزهای مقدس و تعطیل تمامی ادیان سومین سه­شنبه از ماه اردیبهشت را برای روز جهانی آزادی پیش­نهاد می­کنم. با این پیشنهاد نخواسته­ام روز جهانی آزادی با روز مقدس و تعطیل هیچ یک از ادیان یکی باشد تا باعث عشق برخی و نفرت برخی دیگر شود.

قیصر خسروان 

 




 از زبان قیصر خسروان:

" برای یک تز خوب شاخصه های فراوانی بر شمار می‌شود. اما من تمامی این شاخصه ها را در دو ویژگی جمع آوری می‌کنم. نخست سادگی و دوم استدلال های روشن و منطقی شاخصه‌های اصلی و اساسی برای یک تز خوب هستند.

بر همین اساس در این کتاب و در دیگر کتاب ها و مقالاتم تمامی تلاشم متوجه ی این مهم بوده تا این دو اصل اساسی را در نگارش رعایت کنم و اثری در اختیار مخاطبم قرار دهم که هم قابل فهم باشد و هم براساس استدلال های علمی و منطقی استوار شده باشد."


خلاصه از کتاب فیزیک و اصول ریاضی جهان:

ستاره‌یی را در نظر داشته باشید که هزار بار از خورشید ما بزرگ‌تر باشد. این ستاره در تمامی مراتب از جمله تولید گرما و نور و میدان از خورشید ما پر توان‌تر است. پس بدون شک منبع پمپاژ هر چه پر توان‌تر باشد خواهد توانست ذرات فوتون را با شتاب بیش تری به بیرون پرتاب کند. هر جسمی جرم دارد و هر جرمی وزن. نور از ذرات فوتون تشکیل شده و فوتون ها جسم هستند و اگر فوتون جسم نبود نمی‌توانست عنوان ذره را به خود بگیرد و چون فوتون جسم دارد جرم هم خواهد داشت و چون جرم دارد وزن هم خواهد داشت. این وزن بسیار بسیار اندک است اما روزی انسان خواهد توانست این وزن را بدست آورد و همگان درخواهند یافت فوتون بی وزن نیست.

 




 

برای تهیه کتاب از وبسایت آمازون می توانید اینجا را کلیک کنید


  خرید از آمازون 

برای تهیه از وبسایت ما اینجا را کلیک کنید

خرید از فروشگاه


اشتراک گذاری